مادرم، روزت مبارک
مادرم: با عشقت مرا بزرگ کردی، با شیره ی جانت مرا سیراب نمودی و من هرگز نتوانستم ذره ای از محبتت را سپاس گویم. اکنون من بزرگ شده ام، اکنون من فرزندی در بطن دارم و آماده ام که مادر شوم اما میدانم که هرگز نخواهم توانست چون تو باشم چرا که تو برای من یکی هستی و بی همتایی. دوستت دارم مادرم. ...
نویسنده :
مامان فسقلی
14:17
تولدت مبارک
میلاد تو شیرین ترین بهانه ایست که می توان با آن به رنجهای زندگی هم دل بست و در میان این روزهای شتابزده عاشقانه تر زیست. میلادتو معراج دستهای من است وقتی که عاشقانه تولدت را شکر می گویم ...
نویسنده :
مامان فسقلی
12:48
عکسهای سیسمونی
مدتی بود که به دوستان قول داده بودم تا عکسای سیسمونی رو بذارم اما متاسفانه فرصت نمیکردم البته علاوه بر اون، دلایلی شخصی هم مانع از این کار میشد. تا اینکه امروز این فرصت رو پیدا کردم تا وفای به عهد کنم. بعضی از دوستای گلم از من لیست هزینه ها رو خواسته بودند که من به طور کلی این هزینه ها رو برای کسانی که در حال تدارک سیسمونی هستند میذارم اما قبل از اون لازم هست که تذکر بدم که این قیمت ها دلیلی بر این نیست که فقط و فقط با این هزینه ها میشود خرید کرد بلکه میتوان با هزینه های بسیار پایین تر و یا بسیار بالاتر اماده ورود کوچولو شد. نظر من این بود که از خرید وسایلی که شک در استفاده از اونها داشتم جلوگیری بشه تا موجب انباشتگی وسایل بی کاربرد نشه و از...
نویسنده :
مامان فسقلی
20:13
السلام علیک ایتها الصدیقة الشهیدة
تقديم به بانوي ياس هاي عالم...زهراي مرضيه(س) عشق من پائيز آمد مثل يار باز هم، ما باز مانديم از بهار احتراق لاله را ديديم ما گل دميد و خون نجوشيديم ما بايد از فقدان گل خونجوش بود در فراق ياس، مشكي پوش بود ياس بوي مهرباني ميدهد عطر دوران جواني ميدهد ياسها يادآور پروانهاند ياسها پيغمبران خانهاند ياس ما را رو به پاكي ميبرد رو به عشقي اشتراكي ميبرد ياس در هر جا نويد آشتي ست ياس دامان سپيد آشتي ست در شبان ما كه شد خورشيد؟ ياس! بر لبان ما كه ميخنديد؟ ياس! ياس يك شب را گل ايوان ماست ياس تنها يك سحر مهمان ماست بعد روي صبح پرپر ميشود راهي شبها...
نویسنده :
مامان فسقلی
15:02
سیسمونی
قرار بر این بود که 5شنبه 3 اسفند ماه سرویس خواب پسر گلمون رو تحویل بدن بر همین اساس مامان هم تصمیم گرفت تا بقیه وسایل قند عسل رو همون روز بیاره اما از جایی که اینجا ایرانه و هیچ چیز قابل پیش بینی نیست و بر عکس تصور ما که آماده بودیم که دیرتر سفارشمون آماده بشه یک هفته زودتر از موعد تماس گرفتن که سرویس خواب حاضره، اما مشکل اینجا بود که ما آماده نبودیم و اتاق نینی که قبلا کاربرد اتاق مطالعه رو داشت خالی نشده بود، بنابر این از شرکت خواستیم که همون موعد قبلی تخت رو برامون بفرسته. اما با اینهمه بالاخره 4شنبه ساعت 9 شب سرویس خواب رو آوردن و آقای پدر و عمو جون که اون لحظه برای بردن وسایل اتاق مطالعه اومده بود کلی کمک کردن تا وسایل چوبی سرجاش قرار ب...
نویسنده :
مامان فسقلی
12:16
اولین فال حافظ
اولین فال حافظ برای فرزندم رو شب یلدای سال 91 عمو محسن بابا جونش گرفت که به عنوان اولین پست وبلاگ انتخاب کردم. در این روز من و همسر عزیزم متوجه شدیم که به زودی پسری شیرین مهمان دائمی خانواده ماست. ساقی حدیث سرو و گل و لاله میرود وین بحث با ثلاثه غساله میرود می ده که نوعروس چمن حد حُسن یافت کار این زمان ز صنعت دلاله میرود شکرشکن شوند همه طوطیان هند زین قند پارسی که به بنگاله میرود طی مکان ببین و زمان در سُلوک شعر کاین طفل، یک شبه، ره صد ساله میرود آن چشم جادوانه عابدفریب بین کش کاروان سحر ز دنبا...
نویسنده :
مامان فسقلی
14:21

