خواب بدون دردسر
این روزها همیشه رو پا میخوابی و گاهی تا 2 ساعت رو پا هستی تا عمیق خوابت ببره. گاهی که ساعت 10 میخوابی باز 10:30 بیدار میشه و نیم ساعت بعد دوباره میخوابی. دیشب تو باغ بودیم و ساعت 10 شما خوابیدی و طبق معمول 10:30 بیدار شدی از پشهبندت بیرون آوردم کمی بازی کردی و بعد شیر خودم رو خوردی، در هنگام شیر خوردن خوابت برد و من تو رو گذاستم سرجات تا به خوابت ادامه بدی اما تا گذاشتمت بیدار شدی. وااااااای من رو میگی هم خندم گرفته بود از دست شیطونی هات و هم خوابم میومد. گذاشتم تا خودت خسته بشی. داشتی بازی میکردی که کم کم به در پشه بند نزدیک شدی من هم به خاطر اینکه خواب از سرت نپره پشه بند رو نبسته بودم کم مونده بود که از رو تخت بیفتی اما همچنان داشتی واسه خودت بازی میکردی. بابا تو رو گذاشت عقب تر اما باز هم اومدی به در نزدیک شدی. من و بابا هم همینطور نشسته بودیم مواظب که مبادا شما بیفتی که کم کم حرکات شما کم شد و خوابیدی. خیلی عجیب بود که حتی کمی نق و غر هم نزدی شما و به راحتی ساعت 11:20 خوابیدی و من کلی از این کار جدیدت خوشحال شدم.

خواب بدون دردسر
